العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )

200

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )

الثاني : أن يتفضل اللّه تعالى عليه بعد انقطاعه بمثله دائما فلا يحصل الألم . و إن كان مستحقا للعقاب جعل اللّه تعالى عوضه جزء من عقابه ، بمعنى أنّه يسقط من عقابه بإزاء ما يستحقه من الأعواض ، إذ لا فرق في العقل بين إيصال النفع و دفع الضرر في الإيثار ، فإذا خفّف عقابه و كانت آلامه عظيمة علم أنّ آلامه بعد إسقاط ذلك القدر من العقاب أشد و لا يظهر له أنّه كان في راحة ، أو نقول : إنّه تعالى ينقص من آلامه ما يستحقه من أعواضه متفرقا على الأوقات بحيث لا يظهر له الخفة من قبل . متن : پس اگر مظلوم بهشتى باشد خداوند عوض‌هايى را كه او استحقاق دارد در زمان‌هاى مختلف به او مىدهد [ به گونه‌اى كه پايان يافتن آن را متوجه نشود ] يا آن كه [ پس از پايان يافتن آن ] مثل آن را از باب تفضّل [ و نه استحقاق ] به او مىدهد . و اگر دوزخى باشد خداوند جزيى از كيفر او را به واسطهء آن عوض‌ها مىكاهد به گونه‌اى كه براى او معلوم نگردد كه از عذاب او كاسته شده و در مجازات او تخفيفى اعمال شده است ، به اين صورت كه عذاب كاسته شده را در زمان‌هاى مختلف اعمال مىدارد . شرح : مؤلف ( ره ) چون بيان كرد كه دادن حق مظلوم به او واجب است چگونگى رساندن اين حق به او را ذكر مىنمايد . « 1 » بدان كسى كه استحقاق عوض را دارد يا اهل بهشت است و يا اهل دوزخ . اگر بهشتى باشد در صورتى كه بگوييم عوض ، نعمتى است كه دائما در اختيار او قرار مىگيرد ، بحثى نخواهد بود ، و اگر بگوييم : عوض نعمتى ناپيوسته و منقطع است

--> ( 1 ) - سبب طرح اين بحث آن است كه متكلمان برآنند كه در بهشت هيچ غم و اندوهى نيست و در دوزخ هيچ راحتى و شادمانى وجود ندارد . با توجه به اين نكته اين پرسش مطرح مىشود كه عوض به اهل بهشت چگونه داده مىشود كه از پايان يافتن آن احساس غم و اندوه نكنند و نيز عوض چگونه به اهل دوزخ داده مىشود كه از دريافت آن احساس شادمانى و راحتى نكنند .